♥روزهای قشنگ مهر♥

سلام به همه ی عزیزان خودم ♥

هفته دوم مهر ماه بود که به همراه بابا اینها و دوست 40 سالشون عمو مسلم و خانوادشون تصمیم گرفتیم تا هوا خنک نشده به یه هوا خوری جانانه در جاده چالوس در یک روستایی به نام آدران کنار یه رودخانه بریم که جای همگی خالی خیلی هم به ما و هم به بچه ها خوش گذشت♥ فقط نمیشد یه ثانیه هم از دانیالی غافل شد که سریع میرفت سمت رود خونه ♥

             

روز 28 مهر هم وقت واکسن 18 ماهگیه دانیالی بود که صبح به همراه بابا حسن رفتیم مرکز بهداشت و دوتا آمپول یکی رو بازوی خوشملت و یکی هم رو رون خوشملت زدن و کلی هوار هوار کردی گریه.وقتی اومدیم خونه همه چی یادت رفت و برای خودت اینور و اونور میدوییدی نمیذاشتی که جای واکسنتو کمپرس کنم فقط بهت استامینوفن دادم که تب نکنی ولی مامانی سر این واکسنت بر عکس همه واکسنایی که تا حالا زده بودی خیلی اذیت شدی  و بعد از خواب بعد از ظهرت با گریه از خواب بیدار شدی و نمیذاشتی به پات نزدیک بشیم ♥ منم دیگه کاری از دستم بر نمیومد فقط شربتتو بهت میدام یه کمی آروم میشدی♥  فقط مامانی واکسنه یه حسن داشت که 2 روز از مبل پایین نمیومدی خیلی خوشمزه  یه جا نشسته بودی خندهبغل ♥ بعد از اون هم 2 روز شل میزدی و راه میرفتی      بغل

 

 

هلیا گلی هم تو مهر ماه 2 تا تولد دعوت بود . یکی تولد فاطمه سادات و اون یکی هم نرگس از همکلاسیهای هلیا.

  

از سمت راست هلیا♥ و نرگس♥ و دوست نرگس ♥رها ♥

   دانیال و بابایی مجتبی

هلیا و آیدا خونه عمه زری♥

   

  

/ 15 نظر / 196 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هنرسیتی

سلام دوست عزیز برای برگزاری تولدی به یاد ماندنی حتما سری به وبلاگ و سایت هنرسیتی بزنید و در صورت تمایل من رو لینک کنید منم اگه اجازه بدید لینکتون کنم. ممنون www.honarcity.ir honarcity.persianblog.ir

بهار

[قلب][قلب][قلب]نفسیهای من

مامانی کوثر و ساغر

سلام خانومی ، واقعا از دیدن عکسها لذت بردم انشالله همیشه زندگیتون به شادی...

مهتاب

دفعه اولی نیست میام وبتون اما همیشه با مشکل کامنت گذاشتن مواجهم نمی دونم کامنتام می رسه یا نه به هر حال بازم تلاش می کنم خواستم بگم دیدن این دو تا هلوی خوردنی شما به قدری به من انرژی میده که بعضی وقتا دوستام خیال می کنن از اقوام و خویشانم هستند خدا حفظشون کنه و سایه شما و بابا حسن همیشه بالای سرشون باشه زندگیتون سرشار از آرامش و سبزی

رونیا

مثل همیشه زیبا .... الهی که همیشه خوش و خرم باشید .[لبخند]

سهیلا مامان درسا جون

خدا حفظ کنه جیگر طلاهارو نسرین جون هزار ماشاالله بچه های شیرین و دوست داشتنی داری میبوسمشون میبوسمت [گل]

مهتاب

وای خدا جونم باورم نمیشه کامنتم رسیده [تعجب][قلب] آدرس وبمو واستون گذاشتم نسرین جون البته این وب رو به تازگی ساختم وب قدیمم رو تعطیل کردم منتظرتون هستم [گل]

مامان نادیا و محمد امین

سلام عزیزم که مظلوم روی مبل نشسته و تکون نمی خوره عوضش دیگه تا 6 سالگی واکسن نداره ما هم شنبه واکسن داریم رابطه خواهر و برادر خوبه[سوال] [قلب][ماچ][گل]

ثنا دوست هلیا

[قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]