♥روزهای زمستونیمون ♥

                

سلام به دوستای گلم .

ببخشید تاخیر منو دیگه تا میام برای خودم یه وقتی پیدا کنم و پست جدید دخملی و پسملی رو بنویسم ساعت 1 شبه و دیگه حتما باید بخوابم آخه 8 صبح باید برم باشگاه اونوقت خواب و ورزش هیچ همخونیی با هم ندارن.حالا ♥


اول میریم سراغ دخملمون که همیشه با نمره هاش .البته نمره که چه عرض کنم با بسیار خوباش همیشه مامانشو خوشحال میکنه ♥ توی دی ماه کارنامه ی ترم اولشونو دادن و عزیز مامان مثل همیشه بسار خوب بود ♥خوشگل مامان برات همیشه آرزوی موفقیت تو همه ی مراحل زندگیتو دارم ♥

 

اینم یه نقاشیه خوشگل از دخمل گلی که خانوادمونو کشیده♥ ♥ ♥ ♥

خانم مهربون خونمون خیلی رعایت داداششو میکنه و همیشه سریع خراب کاریهای داداش شیطونشو جمع و جور میکنه .وسعی میکنه باهاش بازی کنه ♥ به دانیال خاله بازی یاد داده و دانیال هم خیلی خوش مزه با هلیا گلی خاله بازی میکنه که انگار یه عمره این کاره بوده♥الهی من قربونتون برم آخه دلیلای زندگیم ♥

راستی موقعه ی خاله بازی هم به درخواست دانیالی حتما باید هلیا با چادر خونه درست کنه وگر نه بازی نمیکنه ♥

ذ

 تولد درنیان

توی دی ماه تولد درنیان جونی بود و به هممون کلی خوش گذشت .دست خاله پیروزه درد نکنه .خیلی زحمت کشیده بودن.

به دانیال هر موقع میگیم بریم تولد .فوت میکنه .تولدو به فوتش میشناسه ماچ

حالا میریم سراغ شیرین کاریها و شیطنت های پسملی

جونم براتون بگه که این آقا پسملی یه چند وقتی بود رفته بود تو نخ اینکه از پله های تخت بره بالا و هر روز کلی تمرین میکرد ولی چون شیب پله زیاد بود از پله ی دوم .سوم می افتاد زمین ما هم خیالمون راحت که نمیتونه بره بالا.یه روز دیدم هی از اتاق داد میزنه ماما.ماااااماااا منم رفتم دیدم بعله آقا بالا خره موفق شده و طبقه ی بالای تخت رو فتح کرده .واقعا مثل کوهنوردا که به سعود میرسن خوشحال میشن دانیالیه ما هم درست همین احساسو داشت. حالا مگه میتونی این شیطون بلا رو بیاری پایین میرفت کنار تخت منم دستم بهش نمیرسید.وقتی هم می آوردیمش پایین کلی گریه میکرد.گریه

ولی خداییش هم خیلی خطر ناک بود .تا غافل میشدیم آقا بالای تخت بود .خیلی فکر کردیم که چه کنیم نتونه بره بالا و آخرش به این نتیجه رسیدیم . و فعلا جواب داده دیگه نمیتونه از پله ها بره بالا . فقط کار دخملی یه ذره برای رفت و آمد سخت شده ♥

 

اولین برف زمستونی که برای دانیال هم جالب بود هم عجیب که اینا جین دیگه ♥سواللبخند

روز 12 دی رفتیم سرزمین عجایب و دایی علی هم با ما بود که تو بازی ها از دانیال مواظبت کنه.دست دایی علی درد نکنه ♥

آقا پسر زحمت کش که سعی داره به بابا حسن تو آوردن خریدها کمک کنه بغلقلب

پسملی عاشق نوشتن روی تخته وایت برده ♥

اینم توپ مخصوص ایرو بیکه برای من که دخملی و پسملی عاشق بازی کدن باهاشن

دانیال مامان خیلی دوست داره روی بخار شیشه نقاشی بکشه.البته این کار رو از هلیا یاد گرفته♥

یه روز صبح زمستونی که دیدم هوا آفتابیه با دانیال شال وکلاه کردیم و رفتیم به سمت پارک محلمون که دانیال هم آفتاب بگیره و هم یه کمی بازی کنه

از مهمترین علایق دانیال بگم که حاضر هیچ اسباب بازیی نداشته باشه ولی حتما شطرنج .سیخ کباب و آتیش و منغل کباب پز باشه .همیشه بابا حسنو به زور میبره بالکن و اونو وادار میکنه که کباب پز و روشن کن و اونم باد بزنه .تفلکی بابامو هم همیشه وادار به کباب پختن میکنه یه روز هیچی برای درست کردن کباب بابایی مجتبی پیدا نکرد به ناچار براش سوسیس کباب کرد .چشمکنیشخندعاشق تبلیغ کباب پز پلینه که تلوزیون نشون میده.چه کنیم آقا دانیاله دیگه نیشخندبغل

 

اولین باری که دانیال به آرایشگاه رفت♥

یه روز صبح به اتفاق بابا حسن دانیالی رو بردیم سلمونی آخه دیگه موهاش خیلی نا مرتب شده بود همیشه خودم یه کم مرتبش میکردم ولی دیگه سلمونی لازم شده بود.اولش که اقای آرایشگر دانیالو روی صندلی نشوند دانیال زد زیر گریهگریه.بابا حسن نشوند تو بغلش بازم ساکت نشد .دیگه مجبور شدم خودم بغلم بنشونم بعد از کمی بی تابی دیگه پسمل خوبی شد و تا آخرش آقا نشستو تا موهاشو کوتاه کنن.از خود راضی

یه روز برفی

هلیا گلی تولد دختر همسایه ی مامانی فرشته دعوت بود که با دوستش ثنا رفته بودن و کلی خوش گذرونده بودن♥

دانیال و مهدیار پسر دختر داییم که 9 ماه از دانیال بزرگتره و خونه مامانی اینها مهمون بودن و دوستای خوبی شده بودن وباهم خیلی خوب بازی میکردن♥

 

اینم یه روش که دانیالی بتونه رو دیوار نقاشی کنه .به وسیله ی سفره ی یک بار مصرف

 ببخشید که با این پست طولانی خستتون کردم تا بعد

/ 18 نظر / 177 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان پرنیان

مثل لحظه اي که باغ, در ترنم ترانه شکوفا ميشود, غرق در شکوفه ميشود، روزگارتان بهـارلحظه هايتان پر از شکوفـه باد. سال نـو پیشاپیش مبارک

نغمه

سلام نسرین جون چه ماه شدن این دوردونه ها! از طرف من ببوسشون. اینم ادرس ما

خاله ندا

الهی من قربون جفتتون برم نفسای من ♥[قلب]

شبکه ی آندو پلاسم

سلام خانومم چقدر وبلاگت جالبه موفق باشی به وبلاگ منم سری بزن من در پایه راهنمایی درس میخونم و میخام درآینده یه زیست شناس بشم . پس به وبلاگم بیایید و نظرتون رو بگید[لبخند]

مامان ایلیا

چه عکسای نازی سال نو رو تبریک میگم و امیدوارم سالخوبی رو در پیش داشته باشید

مامان ایلیا

چه عکسای نازی سال نو رو تبریک میگم و امیدوارم سالخوبی رو در پیش داشته باشید

آیسا

سلام بچه ها تو عید چی جوری بودن عکساشونو بذار ببینمشون[تایید]

نوری زاده

سلام شاد وتندرست باشیداز حالا عیدشما مبارک ماشا الله