روزهای پاییزی .....

                         

سلام به همه دوستای عزیزم .تاخیر منو ببخشین ازبس تو این روزها هر روز یه مدل مریضی کشیدم خسته شدم به خدا. ولی باز خدارو شکر الان خیلی بهتر شدم...

از وضع هلیا هم خیلی راضیم به مدرسه خیلی شوق و ذوق نشون میده تکالیفش و خیلی مرتب و درست انجام میده و خلاصه دخملی سعی میکنه اصلا مامانشو اذیت نکنه خدا کنه تا آخرش هم همینطور باشه.وهمچنان کلاس شطرنجش و میره و تو اولین مسابقش هم دخملی مدال برنز گرفت....نی نی گولیمون هم خدا رو شکر خوبه ولی دکترم به خاطر کم کاریه تیرئیدم گفته که برم پیش یه متخصص تا خدایی نکرده مشکلی برام پیش نیاد برام دعا کنین تا همه چیز بر وفق مراد پیش بره ایشالله

خانمی اولین دندون شیریش تو مدرسه افتاده بود و با یه عالمه هیجان اومد خونه و به من خبر داد چون میدونه که به مراحل بزرگ شدن و خانم شدن نزدیک شده

سفر به روستای مصر آباد......

بعد از جشن شکوفه ها دوروز تعطیلی بود که به همراه مامان اینها و مامان بزرگم و عمو مصطفی اینها تصمیم گرفتیم که از روزهای آخر تابستان استفاده کنیم و یه سفر دو روزه به روستای ابا و اجدادیمون بریم که من10سالی بود نرفته بودم جاتون خالی خیلی خوش گذشت هلیا هم از نزدیک با زندگی روستایی آشنا شد یه عالمه خوش گذروند....

در کنار چشمه علی.....

تا بعدبای بایبای بایبای بایبای بای

 

/ 31 نظر / 67 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساتی

شلام نی نیت چند ماه شده؟؟؟

غزاله

عزیزم خدا رو شکر که به درس و مشق علاقه داره.همیشه به سفر.روی ماهه این خانوم پرنسس رو ببوس[قلب][قلب]

معصومه (مامان آريا)

سلام عزيزم اميدوارم هرچه زودتر خوب خوب خوب بشي[ماچ] راستي ني ني كوچولوتون مبارك پس هليا جون داره صاحبه يه خواهر يا برادر دوست داشتني مثل خودش مي شه من نمي دونستم كلي ذوق زده شدم[نیشخند] عكسا همه خوب و خوشگل بودن همه لحظاتتون به شادي[بغل]

مامان

سلام دخمل نازي داري زنده باشه به ماسر بزن بكو با جي بلينكمت منو با ستاره هاي من بلينك:X

معصومه (مامان آريا)

عيد قربان ، پر شکوهترين ايثار و زيباترين جلوه ي تعبد در برابر خالق يکتا بر شما مبارک

مامان

عزیزم لینک شدی خیلی مراقب خودت ونینی نانای ما باش[قلب]

مامان ماهان

همیشه به گشت و گذار عزیزم چه عکسای خوشگلی چه جای باصفایی الهی همیشه بهتون خوش بگذره