هورادر این روز که 14 شهریور 86بود مامان نسرینم برای من تولد گرفت وهمه دوستامو دعوت کرد وبهمون خیلی خوش گذشت .فقط من سر فوت کردن شمع تولدم کمی گریه کردم چون تامیومدم فوت کنم بچه های شیطون زود فوت میکردندوهرچی بهشون میگفتم تولد منه گوش نمیدادن تامن گریه کردم وبعد موفق شدم فقط خودم شمع تولدمو فوت کنمهورا